زبان Prison Break فقط درباره زندان نیست؛ ترکیبی از مکالمه روزمره، اصطلاحات حقوقی، دستورهای کوتاه، تهدید، مذاکره و جملههایی است که شخصیتها برای پنهانکردن نیت واقعیشان استفاده میکنند. در این راهنما، ۳۰ عبارت کاربردی را از موقعیتهای قسمت انتخابشده یاد میگیرید؛ هر مورد با معنی فارسی، کاربرد، لحن و یک مثال تازه همراه است تا بتوانید آن را بیرون از فضای سریال هم بهکار ببرید.
روش استفاده: ابتدا فقط عبارت انگلیسی را ببینید و معنی را حدس بزنید. سپس توضیح فارسی و مثال را بخوانید. در پایان، مثال را با جزئیات زندگی خودتان بازسازی کنید. این کار، عبارت را از «چیزی که میفهمید» به «چیزی که میتوانید بگویید» تبدیل میکند.
ترککردن، مقاومت و کنترل موقعیت
-
leave this place
معنی: از اینجا رفتن یا محل را ترککردن.
کاربرد: خنثی است، اما با لحن تند میتواند حالت دستور یا هشدار بگیرد. در گفتوگوی روزمره برای پایاندادن به یک موقعیت ناخوشایند کاربرد دارد.
We should leave this place before the crowd arrives.
-
give in without resistance
معنی: بدون مقاومت تسلیمشدن.
کاربرد: وقتی کسی خیلی زود فشار، شکست یا تصمیم طرف مقابل را میپذیرد. لحن آن معمولاً انتقادی است.
Do not give in without resistance when the decision is unfair.
-
resist instead of surrendering
معنی: بهجای تسلیمشدن مقاومتکردن.
کاربرد: برای دفاع حقوقی، رقابت، مذاکره یا حتی حل یک مشکل شخصی استفاده میشود.
She decided to resist instead of surrendering to pressure.
-
have nothing left to risk
معنی: دیگر چیزی برای از دستدادن یا به خطر انداختن نداشتن.
کاربرد: درباره کسی گفته میشود که بهدلیل شرایط سخت ممکن است تصمیمهای جسورانه یا خطرناک بگیرد.
He acted boldly because he had nothing left to risk.
-
leave immediately
معنی: همین حالا برو.
کاربرد: یک دستور مستقیم و غیررسمی است. در محیط دوستانه ممکن است شوخی باشد، اما در فضای پرتنش توهینآمیز یا تهدیدآمیز شنیده میشود.
Leave immediately if the situation becomes unsafe.
-
stay unnoticed
معنی: جلب توجه نکردن و دیدهنشدن.
کاربرد: در محیط کاری، امنیتی یا اجتماعی وقتی فرد نمیخواهد مرکز توجه باشد.
For the first week, he tried to stay unnoticed at work.
تصمیمگیری، مسئولیت و پیشبردن نقشه
-
let me handle the problem
معنی: بگذار خودم مشکل را مدیریت کنم.
کاربرد: جملهای خنثی اما قاطع برای گرفتن کنترل یک موقعیت. بسته به لحن میتواند اطمینانبخش یا پسزننده باشد.
Let me handle the problem before you call the manager.
-
complete what you started
معنی: کاری را که شروع کردهای تا پایان انجامدادن.
کاربرد: زمانی که انجام یک تصمیم دشوار شده اما هنوز امکان عقبنشینی وجود دارد.
Once we sign the agreement, we must complete what we started.
-
the arrangement is confirmed
معنی: برنامه یا قرار قطعی شده است.
کاربرد: برای تأیید جلسه، معامله یا برنامهای که قبلاً دربارهاش صحبت شده است. لحن معمولاً غیررسمی است.
The arrangement is confirmed for Friday afternoon.
-
think carefully before deciding
معنی: قبل از تصمیمگیری خوب فکرکردن.
کاربرد: وقتی میخواهید طرف مقابل پیشنهاد شما را فوراً رد یا قبول نکند.
Think carefully before deciding whether to accept the offer.
-
take responsibility for the situation
معنی: مسئولیت مدیریت وضعیت را بر عهدهگرفتن.
کاربرد: در بحران، کار گروهی یا اختلاف شخصی برای نشاندادن مالکیت و پاسخگویی.
A good leader takes responsibility for the situation.
-
the whole plan may collapse
معنی: ممکن است کل نقشه یا سیستم ناگهان از هم بپاشد.
کاربرد: برای توصیف خطری جدی که میتواند یک برنامه پیچیده را کاملاً خراب کند.
Without funding, the whole plan may collapse.
زبان حقوقی و فضای زندان
-
be sent to prison
معنی: به زندان فرستادهشدن.
کاربرد: بیان روشن و قابلفهمِ یک وضعیت حقوقی. در متن رسمی میتوان از فعلهای تخصصیتر استفاده کرد، اما این ساختار در مکالمه طبیعیتر است.
He could be sent to prison if the court finds him guilty.
-
carry out a legal sentence
معنی: حکم قانونی را اجراکردن.
کاربرد: در خبرها، دادگاه و متنهای رسمی برای اجراییشدن تصمیم یا حکم.
The authorities are required to carry out a legal sentence properly.
-
spend a prison sentence
معنی: مدت محکومیت را در زندان گذراندن.
کاربرد: برای صحبت درباره طول یا محل دوران محکومیت.
He spent a prison sentence far from his family.
-
frame someone for a crime
معنی: با جعل یا چیدن شواهد، کسی را مجرم جلوهدادن.
کاربرد: اصطلاحی مهم در داستانهای جنایی و مکالمه درباره اتهام نادرست.
The detective suspected that someone had framed him for the crime.
-
execute an official order
معنی: یک دستور رسمی را عملیکردن.
کاربرد: رسمی است و در محیط حقوقی، نظامی یا اداری شنیده میشود.
The team waited for permission to execute the official order.
-
accept defeat too easily
معنی: خیلی راحت شکست یا نتیجه نامطلوب را پذیرفتن.
کاربرد: وقتی انتظار میرود فرد اعتراض، دفاع یا تلاش بیشتری نشان دهد.
Her lawyer warned her not to accept defeat too easily.
فکر، گفتوگو و مدیریت رابطه
-
take the advice seriously
معنی: توصیه کسی را جدیگرفتن.
کاربرد: از «گوشدادن» قویتر است؛ یعنی توصیه را در تصمیم خود لحاظ کنید. در محیط رسمی و حقوقی بسیار کاربردی است.
You should take the advice seriously before entering the contract.
-
what is on your mind?
معنی: به چه چیزی فکر میکنی؟ چه چیزی ذهنت را درگیر کرده؟
کاربرد: برای دعوتکردن طرف مقابل به توضیح احساس، نگرانی یا تصمیمش. لحن آن معمولاً صمیمی و غیرتهاجمی است.
You have been quiet all morning. What is on your mind?
-
we already discussed this
معنی: قبلاً درباره این موضوع صحبت کردهایم.
کاربرد: برای بستن بحث تکراری. با لحن آرام خنثی است؛ با لحن تند میتواند نشانه کلافگی باشد.
We already discussed this, so let us focus on the next step.
-
not a violent person at all
معنی: اصلاً آدم خشنی نبودن.
کاربرد: برای دفاع قوی از شخصیت کسی. ساختار «اصلاً چنین ویژگیای ندارد» در انگلیسی برای تأکید بسیار رایج است.
Everyone who knows him says he is not a violent person at all.
-
speak in person
معنی: حضوری صحبتکردن.
کاربرد: وقتی پیام، تماس یا نامه برای موضوعی حساس کافی نیست.
This is too important for a text message; we should speak in person.
-
ask what someone is thinking
معنی: از کسی خواستن دلیل، فکر یا نیتش را توضیح دهد.
کاربرد: در گفتوگوی عاطفی، مذاکره یا بازجویی. انتخاب لحن تعیین میکند سؤال دوستانه یا اتهامی شنیده شود.
Before judging her, ask what she is thinking.
عبارتهای کوتاه و طبیعی در مکالمه
-
could you repeat that?
معنی: میشود دوباره بگویید؟
کاربرد: نسخه مؤدب و امن برای زمانی که نشنیدهاید یا از حرف طرف مقابل تعجب کردهاید.
Could you repeat that? The connection was poor.
-
and every similar task
معنی: و هر کار مشابه دیگری که فکرش را بکنید.
کاربرد: بعد از چند مثال میآید تا نشان دهد فهرست بسیار طولانیتر است.
They clean, repair, organize, and do every similar task.
-
add an unrelated point
معنی: یک نکته فرعی یا تازه را وارد گفتوگوکردن.
کاربرد: برای تغییر نرم موضوع یا اضافهکردن چیزی که مستقیماً ادامه جمله قبل نیست.
Before we finish, I want to add an unrelated point.
-
wait without moving
معنی: همانجا منتظرماندن و کاری نکردن.
کاربرد: غیررسمی و معمولاً آرامکننده است؛ پزشک، همکار یا دوست ممکن است از آن استفاده کند.
Wait without moving while I get the first-aid kit.
-
arrange access for someone
معنی: برای کسی دسترسی، وسیله یا ارتباطی فراهمکردن.
کاربرد: غیررسمی است و معمولاً وقتی فردی از طریق رابطه یا امکانات خود به دیگری کمک میکند.
Can you arrange access for me before the meeting?
-
get something through a contact
معنی: چیزی را با کمک آشنا یا واسطه بهدستآوردن.
کاربرد: در مکالمه غیررسمی درباره بلیت، اطلاعات، خدمات یا معرفیکردن افراد.
She got the interview through a professional contact.
تمرین یادآوری فعال در پنج دقیقه
حالا صفحه را کمی بالا ببرید و فقط تیترهای انگلیسی را نگاه کنید. برای هر عبارت، یک موقعیت واقعی از زندگی خودتان بسازید. سپس بدون خواندن مثال، یک جمله کامل بگویید. هدف این نیست که جمله کتابی باشد؛ هدف این است که در چند ثانیه عبارت را از حافظه بیرون بکشید.
برای ادامه تمرین با راهنماهای فارسی، به بخش یادگیری FunFluen فارسی سر بزنید و هر عبارت را در یک موقعیت شنیداری یا گفتاری تازه استفاده کنید.
پرسشهای رایج
آیا این عبارتها فقط در سریالهای زندان کاربرد دارند؟
خیر. بخش زیادی از آنها برای کار، اختلاف شخصی، مذاکره، تصمیمگیری و مکالمه روزمره مناسباند. فقط چند مورد، رنگوبوی حقوقی یا جنایی بیشتری دارند.
چطور لحن رسمی و غیررسمی را تشخیص بدهم؟
عبارتهای مربوط به حکم، دستور رسمی و توصیه حقوقی معمولاً رسمیترند. دستورهای کوتاه، درخواست کمک از آشنا و جملههای مربوط به ترککردن یا منتظرماندن غیررسمیتر شنیده میشوند.
برای حفظکردن هر ۳۰ مورد چه کار کنم؟
آنها را به پنج گروه ششتایی تقسیم کنید. هر روز فقط یک گروه را با سه مرحله تمرین کنید: حدس معنی، ساخت مثال شخصی و گفتن جمله بدون نگاهکردن.
آیا دیدن سریال با زیرنویس بهتنهایی کافی است؟
دیدن سریال به درک کمک میکند، اما برای مکالمه باید عبارت را فعالانه به یاد بیاورید، با صدای بلند بگویید و در یک موقعیت تازه بازسازی کنید.
جمعبندی
ارزش واقعی این واژهنامه در حفظکردن ترجمهها نیست. وقتی بتوانید یک عبارت را در لحظه مناسب، با لحن درست و بدون ترجمه ذهنی بهکار ببرید، آن عبارت وارد زبان فعال شما شده است. از میان این ۳۰ مورد، امروز شش مورد را انتخاب کنید و برای هرکدام یک جمله مرتبط با زندگی خودتان بسازید.