سوالات اسپیکینگ آیلتس دربارهی غذا و آشپزی
۱۶ سؤال تألیفی اسپیکینگ آیلتس دربارهی غذا و آشپزی؛ با ایدههای کاربردی، طعم و خاطره، جوابهای کوتاه و تمرینِ سؤالِ پیگیری بدون حفظ متن.
اگه توی سوالات اسپیکینگ آیلتس food فقط میگی «این غذا رو دوست دارم، خیلی خوشمزهست» و بعدش گیر میکنی، لازم نیست یک دستورِ پختِ بلند حفظ کنی. از یک غذایِ واقعی شروع کن، یک مزه یا بافتِ مشخص، یک موقعیتِ معمولی و اگر لازم بود یک دلیلِ شخصی اضافه کن. وقتی سؤال از غذای موردعلاقه به آشپزی، عادتِ قدیم یا انتخابِ غذاهایِ آماده میرسه، جواب رو هم با موضوعِ تازه تغییر بده.
روشِ کوچکِ تمرین: غذا یا عادتِ واقعی ← یک حس یا موقعیت ← یک چرا یا خاطره ← سؤالِ پیگیری. اینجا ۱۶ سؤالِ انگلیسیِ تألیفی در هشت دسته، هفت حرکت برای جملهسازی، یک نقشآفرینیِ کوتاه و برنامۀ دهدقیقهای داریم. این سؤالها رسمیِ IELTS نیستن و وقوعشون در آزمون یا افزایشِ Band رو تضمین نمیکنن. همهٔ نمونهجوابها و خاطرهها ساختهٔ نویسندهاند؛ داستانِ خیالی رو به اسمِ زندگیِ خودت تعریف نکن.
از اسمِ غذا به یک جوابِ شنیدنی برس
فرض کن در یک تمرینِ خیالی فقط میگی I like it. It's delicious. این جمله ممکنه یک ترجیحِ ساده رو برسونه؛ اما اگر سؤال ازت چرا، چه طعمی یا چه موقعی میپرسه، جوابِ مشخصتری میخوای. برای مثالِ کاملاً نویسندهساخته:
I like warm lentil soup on cool evenings because of its mild flavour.
توی این جمله غذا، موقعیت و مزه روشنن. اگر تو سوپِ عدس دوست نداری یا اون رو نمیخوری، این ترجیح رو به خودت نسبت نده. با همون منطق دربارۀ یک غذای واقعیِ خودت حرف بزن. لازم نیست آن غذا مخصوص، پیچیده یا متعلق به یک فرهنگِ خاص باشه. اگه خیلی آشپزی نمیکنی، گفتنِ حقیقت از تظاهر به بلد بودنِ یک دستورِ سخت کاربردیتره.
طبق فرمتِ رسمیِ IELTS، Speaking یک گفتوگوی سهبخشیه که از موضوعهای آشنا تا صحبتِ طولانیتر و بحثِ عمومیتر پیش میره. British Council هم توصیه میکنه برای جوابهای شخصی از دلیل و مثالِ مربوط استفاده کنی و در بحثِ گستردهتر دیدگاهها رو مقایسه کنی. اینها فرمولِ ثابتِ تعدادِ جملهها نیستن و به معنیِ این هم نیستن که حتماً از یک غذای خاص سؤال میآد.
۱۶ سؤالِ کاملاً تألیفیِ food و cooking در هشت زاویه
این سؤالهای انگلیسی فقط برای تمرینِ خودمون نوشته شدن؛ از سؤالهای رسمی، Cue Card، کتاب، ویدیو یا دیکشنری برداشته نشدن. هر بار یک سؤال رو انتخاب کن و دو نکتۀ کوتاه از زندگیِ واقعیِ خودت پیدا کن. اگر موضوعی مثل خاطرهٔ کودکی یا آشپزی به تجربۀ تو نمیخوره، پاسخِ شخصیِ ساختگی نساز؛ یک زاویۀ واقعی یا فرضیِ روشن برای تمرین انتخاب کن.
۱. غذای موردعلاقه و یک ویژگیِ حسی
What meal do you look forward to on an ordinary day?
Is there a particular flavour you enjoy in homemade food?
ایدهسازی: یکی از غذاهایی که واقعاً میشناسی انتخاب کن. یک مزه مثل ملایم یا کمی ترش، یا یک بافت مثل نرم یا ترد رو فقط اگر واقعاً صدق میکنه بگو؛ «خیلی خوشمزهست» رو بدون دلیل تکرار نکن.
۲. آشپزیِ ساده در خانه
What is one simple dish you can prepare without much planning?
Do you enjoy cooking more when you're alone or with someone?
ایدهسازی: اگر زیاد آشپزی میکنی، یک کارِ واقعیِ ساده و دلیلِ علاقهات رو بگو. اگر آشپزی نمیکنی، لازم نیست مهارتِ خیالی ادعا کنی؛ میتونی یک کارِ ابتدایی یا دلیلِ ترجیحت رو توضیح بدی.
۳. غذا خوردن بیرون از خانه
When might you choose to eat out rather than cook at home?
What matters most when you choose a place to eat with friends?
ایدهسازی: یک موقعیتِ واقعی مثل وقتِ کم یا دیدارِ دوستان انتخاب کن. لازم نیست رستورانِ خاص، قیمت یا نظرِ مشتریها رو بدونِ منبع تعریف کنی؛ فقط یک معیارِ شخصیِ روشن بگو.
۴. انتخابِ غذا در روزهای شلوغ
What helps you choose a meal when you're busy?
Has the way you think about everyday food changed recently?
ایدهسازی: میتونی دربارهٔ وقت، دسترسی، سلیقه و عادتِ واقعی حرف بزنی. از برچسب زدنِ پزشکی به غذاها یا ساختنِ آمارِ سلامتی خودداری کن؛ اگر ترجیحت تغییر کرده، قبل و الان رو جدا کن.
۵. غذاهای آشنا و پیوند با یک موقعیت
Is there a dish that reminds you of a gathering or a place?
How would you describe a food from your background to a new friend?
ایدهسازی: اگر یک غذای ایرانی یا متعلق به پیشینۀ دیگری رو میشناسی، اسمِ اصلیش رو بگو و یک توضیحِ کوتاهِ درست از ظاهر یا مزه اضافه کن. لازم نیست ریشهٔ تاریخی یا دستورِ دقیقِ غذایی رو که مطمئن نیستی اختراع کنی.
۶. بو، مزه و خاطرههای کودکی
Do you remember a smell from a kitchen you visited when you were young?
What is one small food-related memory that stayed with you?
ایدهسازی: یک بوی واقعی یا اتفاقِ کوچیک و راحتگفتنی انتخاب کن؛ مثلاً دیدنِ یک نفر هنگامِ درست کردنِ غذا. اگر خاطرهای به یادت نمیآد یا خصوصیه، داستانِ خانوادگیِ ساختگی رو به اسمِ خودت نگو.
۷. یاد گرفتنِ آشپزی و تغییرِ برنامه
Which cooking skill would you like to practise next?
Have you ever changed a cooking plan because something was missing?
ایدهسازی: یک کارِ زبانیِ مشخص مثل خرد کردن یا هم زدن رو نام ببر و دلیل بگو. سؤال از خاطره و مهارته، نه دعوت به آموزشِ کاملِ دستور پخت یا راهنمایِ ایمنیِ غذا.
۸. فرهنگِ غذایی و انتخابهای عمومیتر
Why might families keep some food traditions as routines change?
What are possible advantages and limits of convenient ready-made meals?
ایدهسازی: از یک دلیلِ احتمالی مثل راحتی، یادآوریِ یک مناسبت یا کمبودِ وقت بگو و یک محدودیت هم اضافه کن. هیچ تحقیق، درصد، اثرِ سلامت یا رسمِ یکسانی رو به همۀ خانوادهها نسبت نده.
هفت حرکتِ جوابسازی؛ هر سؤال فقط حرکتِ مناسبِ خودش رو میخواد
وقتی از مزه میپرسن، لازم نیست پنج مرحلهٔ آشپزی رو بگی. وقتی از تغییرِ عادت پرسیدن، یک قبل و حالِ روشن بده. وقتی سؤال دربارهٔ فرهنگِ غذا یا غذایِ آماده شد، میتونی یک دلیلِ احتمالی و یک محدودیت اضافه کنی. اینها روشهای تألیفیِ تمرینن، نه الگوی رسمیِ Band و قرار نیست همۀ هفت حرکت در یک پاسخ جا بگیرن.
| نوعِ جواب | کاری که انجام میدی | جملۀ کوتاهِ تألیفی |
|---|---|---|
| ۱. نامِ غذا + یک ویژگیِ حسی | بهجای چند صفتِ کلی، یک حسِ مربوط و یک دلیلِ شخصی اضافه کن | I like lentil soup because it feels warm on a cold evening. |
| ۲. غذا + یک موقعیتِ واقعی | توضیح بده کِی و با چه مناسبتی غذا رو دوست داری | We sometimes share simple flatbread after a long walk. |
| ۳. عادت + دلیلِ روزمره | یک کارِ معمول و چرایِ شخصی رو با هم بگو | I sometimes cook enough for tomorrow so my next evening is easier. |
| ۴. قبل در برابرِ حالا | اگر انتخابِ غذاییات عوض شده، یک تفاوتِ واقعی رو روشن کن | I used to buy lunch on the way home, but now I pack something small. |
| ۵. یک غذا + یک خاطرهٔ کوتاه | یک اتفاقِ کوچکِ متعلق به خودت رو به غذا وصل کن | My aunt once showed me how to fold dough, and my first attempt looked uneven. |
| ۶. یک مرحلۀ ساده، نه یک دستورِ کامل | فقط وقتی سؤال دربارهٔ آشپزیه، یک یا دو کار رو به ترتیب بگو | I chop vegetables, then stir them briefly in a pan. |
| ۷. نظرِ متعادل دربارهٔ انتخابهای غذا | یک فایدهٔ احتمالی و یک محدودیتِ مربوط رو بگو | Ready-made meals can save time, but some people enjoy choosing their own ingredients. |
اگر غذای مشخصی از پیشینۀ خودت رو نام میبری، میتونی اسمِ اصلیش رو نگه داری و بعد یک توضیحِ کوتاه و درست دربارۀ شکل یا مزهش بگی. لازم نیست ترجمهٔ کلمهبهکلمۀ نامِ غذا رو به یک ترکیبِ عجیبِ انگلیسی تبدیل کنی یا برای غذای محلی تاریخچۀ بدونِ منبع بسازی.
هفت جملهٔ کوتاهِ انگلیسی؛ مزه، موقعیت، عادت و نظر
تمامِ کارتهای این بخش کاملاً تألیفی و مستقل هستن؛ نه پاسخِ نمرهدارِ IELTS، نه مثالِ دیکشنری و نه تجربۀ واقعیِ یک داوطلب. فقط کارِ ارتباطیِ هر جمله رو یاد بگیر و اگه به زندگیات میخوره، نسخهٔ تازهٔ خودت رو بساز. لازم نیست این هفت جمله رو مثل یک متنِ بلندِ حفظی پشتِ سر هم بگی.
Original practice example
I like the gentle smell of cinnamon in warm porridge.
عبارتِ gentle smell یک حسِ مشخص رو به غذا وصل میکنه؛ این جمله دربارۀ یک صبحانۀ خیالیه، نه غذایِ همۀ زبانآموزها.
اگر واقعاً بویی رو دوست داری، نامِ غذایِ خودت و همون بو رو بگو. اگر فرنی یا دارچین دوست نداری، این خاطرهٔ حسی رو به خودت نسبت نده.
بویِ ملایمِ دارچین رو در فرنیِ گرم دوست دارم.
Original practice example
I make a quick lentil soup when I have a quiet evening.
یک عادتِ آشپزی و موقعیتِ زمانی رو با هم توضیح میده، بدونِ دستورِ پخت یا ادعای ارزشِ غذایی.
اگر واقعاً غذایی درست میکنی، یک موقعیتِ معمول مثل عصرهای خلوت رو همراهش بگو؛ اگه آشپزی نمیکنی، مهارتِ ساختگی نساز.
وقتی یک عصرِ خلوت دارم، سوپِ عدسِ ساده درست میکنم.
Original practice example
We sometimes share flatbread after a long walk.
sometimes و after a long walk یک موقعیتِ کوچک رو نشان میدن؛ نه رسمِ همگانیِ فرهنگی.
اگر با دیگران غذایی میخوری، یک زمان یا مناسبتِ واقعیِ کوچک رو انتخاب کن؛ لازم نیست مهمانیِ بزرگی اختراع کنی.
گاهی بعد از یک پیادهرویِ طولانی نانِ تخت رو با هم تقسیم میکنیم.
Original practice example
I used to order lunch, but now I pack something simple.
used to و now برای قبل و حالِ یک عادت هستن، نه نشون دادنِ بهبودِ پزشکی یا نمره.
اگر انتخابِ غذایِ روزمرهات تغییر کرده، یک قبل و بعدِ واقعی بگو. لازم نیست ادعا کنی روشِ جدید برای همۀ افراد بهتره.
قبلاً ناهار سفارش میدادم، ولی حالا چیزِ سادهای با خودم میبرم.
Original practice example
I learned to chop vegetables by helping with small tasks.
فعلِ learned یک تجربۀ یادگیریِ کوچک رو توضیح میده؛ جزئیاتِ بیشازحدِ دستورِ غذا لازم نیست.
اگر آشپزی رو از کارِ کوچیکی شروع کردی، فقط همون تجربهٔ واقعی رو بگو. اگر تا حالا چنین کاری نکردی، بهجاش مهارتی رو که دوست داری یاد بگیری مطرح کن.
با کمک کردن در کارهای کوچک یاد گرفتم سبزیجات رو خرد کنم.
Original practice example
I don't cook often, but I can prepare a basic meal.
این پاسخِ فرضی کمک میکنه آشپزی نکردنِ زیاد رو صادقانه بگی و یک تواناییِ واقعیِ ساده رو اضافه کنی؛ نیاز به نقشِ سرآشپز نیست.
اگر واقعاً کم آشپزی میکنی، یک کاری که بلدی توضیح بده. اگر هیچ غذایی آماده نمیکنی، همین قسمت رو هم بهدروغ ادعا نکن.
زیاد آشپزی نمیکنم، ولی میتونم یک غذایِ ابتدایی آماده کنم.
Original practice example
Convenient meals can help busy people, although choices differ.
can و although برای یک نظرِ مشروط و متعادل به کار میرن؛ این نتیجهٔ پژوهش یا توصیۀ غذایی نیست.
وقتی سؤال به انتخابهای عمومیتر رسید، یک مزیتِ احتمالی مثل صرفهجوییِ وقت و یک محدودیتِ مرتبط بگو، بدونِ ادعای پزشکی یا آمار.
غذاهایِ راحت و آماده میتونن به آدمهایِ پرمشغله کمک کنن، هرچند انتخابها فرق دارن.
وقتی سؤالِ بعدی از غذایِ خودت به یک انتخابِ عمومیتر میره
این گفتوگو کاملاً ساختهٔ نویسنده بینِ پارتنرِ تمرینی و زبانآموزِ خیالیه؛ نه سؤالِ واقعیِ ممتحن یا نمونۀ پاسخِ نمرهدار. به سه تغییرِ جهت دقت کن: علاقهٔ شخصی، تغییرِ گذشته و امروز، و دلیلِ احتمالیِ انتخابِ غذایِ آماده.
| نقش | جملۀ کوتاهِ آموزشیِ انگلیسی |
|---|---|
| پارتنرِ تمرینی — ترجیحِ شخصی | What is one meal you enjoy making at home? |
| زبانآموزِ فرضی | I make simple lentil soup. I like its mild flavour on a cool evening. |
| پارتنرِ تمرینی — گذشته و حال | Has that changed since you were younger? |
| زبانآموزِ فرضی | Yes. I used to ask someone else to cook, but now I prepare small meals myself. |
| پارتنرِ تمرینی — انتخابِ عمومیتر | Why might some people choose food that is ready to eat? |
| زبانآموزِ فرضی | It can save time, but people may also enjoy cooking when their schedule allows. |
در جوابِ آخر، فرد دیگه قرار نیست دستورِ سوپِ خودش رو تکرار کنه. سؤال از «من چی میپزم؟» به «چرا بعضی افراد این نوع غذا رو انتخاب میکنن؟» تغییر کرده. پس یک فایدۀ احتمالی مثل وقت و یک دیدگاهِ دیگر رو مطرح میکنه، نه یک ادعای پزشکی یا نتیجۀ پژوهش. اگر خودت آشپزی نمیکنی، میتونی دربارۀ انتخابِ واقعیِ غذا و دلیلش حرف بزنی.
اشتباههای قابلاصلاح: از «delicious» تا یک جزئیاتِ واقعی
فقط صفت گفتن: اگر جوابِ تو تنها It is delicious بود و ازت دلیل خواستن، یک حسِ دقیق اضافه کن. مثلاً یک جملۀ مستقلِ تألیفی: I like the slightly tangy taste because it reminds me of meals at home. این خاطره فرضیه و باید با واقعیتِ شخصیِ تو هماهنگ بشه.
فهرست کردنِ مواد یا دستورِ کامل: وقتی از غذای محبوب یا دلیلِ علاقه میپرسن، نام بردن از ده ماده یا توضیحِ همۀ مراحلِ پخت جواب رو از موضوع دور میکنه. اگر سؤال مستقیماً از آشپزی پرسیده، فقط یک کارِ ساده مثل chop (خرد کردن) یا stir (هم زدن) رو برای بیانِ تجربهٔ خودت به کار ببر؛ این یک آموزشِ آشپزی یا راهنمای ایمنیِ غذا نیست.
گفتنِ «غذای سنتی» در هر جمله: یک بار اسمِ غذا و یک ویژگیِ قابلفهم بگو. مثلاً اگر واقعاً آش رشته میشناسی، میتونی اسمش رو حفظ کنی و بهشکلِ ساده توصیفش کنی؛ لازم نیست براش معادلِ ساختگی یا منشأ تاریخیِ قطعی بتراشی. کلمههای mild flavour، soft texture یا crispy edge فقط وقتی به همون غذای واقعی میخورن مفیدن، نه بهعنوانِ تزئینِ نمرهساز.
ادعای سلامت یا رژیمِ بدونِ منبع: در سؤالِ مربوط به عادتِ غذایی، دربارۀ زمان، دسترسی، مزه و ترجیحِ واقعیِ خودت حرف بزن. لازم نیست بگی یک غذا قطعاً برای همۀ مردم سالم یا ناسالمه، بیماری رو درمان میکنه یا نتیجۀ علمیِ خاصی داره.
فراموش کردنِ پیگیری یا روانیِ مصنوعی: اگر سؤال از کودکی به انتخابِ غذایِ آماده چرخید، داستانِ کودکیت رو دوباره تعریف نکن. یک دلیل و محدودیتِ جدید انتخاب کن. اگر امکانش هست صدای خودت رو گوش بده و بررسی کن واژههای کلیدی واضح و فکرِ اصلی قابلدنبال کردن باشه؛ از روی متنِ چاپشده نمیشه تلفظت رو نمره داد و لازم نیست لهجۀ نمایشی بسازی.
۱۰ دقیقه تمرینِ خانگی با یک غذا و یک جوابِ تازه
این زمانبندیِ پیشنهادیِ نویسنده برای خانه است؛ نه طولِ رسمیِ جوابِ یک سؤالِ IELTS، نه برنامهای با نتیجۀ علمیِ اثباتشده و نه تضمینِ بالا رفتنِ Band. برای سؤالِ شخصیِ کوتاه، پاسخ ممکنه طبیعیتر باشه که کوتاه بمونه. بازۀ ۴۰ تا ۶۰ ثانیه فقط یک تمرینِ اختیاریِ خانگیه.
| زمانِ خانه | کارِ مشخص | یک بازبینیِ کوچک |
|---|---|---|
| ۲ دقیقه | یک سؤالِ تألیفی انتخاب کن و یک غذا یا عادتِ واقعی رو به ذهن بیار | فقط اسمِ غذا رو نوشتی یا میدونی سؤال چه چیزی میخواد؟ |
| ۲ دقیقه | دو سرنخ بنویس: یک مزه/بافت و یک موقعیت یا دلیلِ واقعی | آیا هر دو نکته به غذایِ خودت مربوط هستن؟ |
| ۲ دقیقه | با صدایِ خودت یک جوابِ مستقل بگو؛ اگر در خانه تمرینِ طولانی میخوای حدودِ ۴۰ تا ۶۰ ثانیه | به سؤال جواب دادی یا وسطش دستورِ غذا رو از اول شروع کردی؟ |
| ۲ دقیقه | یک پیگیریِ تألیفی از مزه به عادتِ گذشته یا انتخابِ غذایِ آماده بساز | وقتی زاویه عوض شد، یک دلیل یا مقایسهٔ تازه گفتی؟ |
| ۲ دقیقه | در صورتِ امکان یک بار صدایِ خودت رو گوش بده، فقط یک ایراد رو اصلاح و غذایِ جدیدی رو امتحان کن | یک اصلاحِ واقعی و قابلشنیدن داری، نه یک Bandِ حدسی؟ |
کدوم روش به سؤالِ جدید نزدیکتره؟
اینها سه انتخابِ کاملاً تألیفی و آموزشی هستن؛ نه سؤالِ رسمی، نه ارزیابیِ غذا و نه آزمونِ Band. قبل از باز کردنِ هر توضیح فکر کن کدوم حرکت به جوابِ طبیعیتر و مرتبطتر کمک میکنه.
گزینۀ الف — فقط اسمِ غذا و «It's delicious» رو بگم و همونجا متوقف بشم
برای یک پرسشِ خیلی کوتاه شاید همین ترجیح کافی باشه، اما اگر «چرا؟» یا «چه موقعی؟» مطرح شد، یک جزئیاتِ حسی یا مناسبتی اضافه کن. لازم نیست متنِ بلند حفظ کنی؛ یک مثالِ واقعی و مربوط بهتره.
گزینۀ ب — یک غذایِ واقعی، یک مزه یا موقعیت و یک دلیل بگم؛ برای پیگیری زاویه رو عوض کنم
این هدفِ تمرینِ این صفحه است. وقتی از غذای محبوب میپرسن، یک حس یا خاطرهٔ کوتاه بگو؛ وقتی از انتخابِ غذایِ آماده میپرسن، دربارهٔ وقت و یک محدودیت حرف بزن. این روش نمرهٔ مشخص یا نتیجۀ تضمینی ایجاد نمیکنه.
گزینۀ ج — یک دستورِ پختِ کامل یا ادعای پزشکی رو برای هر سؤال از بر بخونم
وقتی سؤال دربارهٔ ترجیح یا تجربۀ شخصیه، دستورِ طولانی ممکنه بیربط باشه. همچنین ادعای سلامت یا اثرِ غذا بدونِ منبع لازم نیست. به خودِ سؤال جواب بده؛ اگر از فرایند آشپزی پرسیدن، فقط همون بخشِ مناسب و درست رو توصیف کن.
چکلیستِ بعد از جواب: مشخص، مربوط و بدونِ ادعای نمره
اگر با ضبطکنندۀ معمولیِ خودت یک بار جواب رو شنیدی، فقط یک ایرادِ واقعی رو برای نوبتِ بعد انتخاب کن. این جدول معیارِ رسمیِ IELTS و دستگاهِ نمرهدهیِ تلفظ نیست؛ از چند جملۀ چاپشده هم نمیشه روانیِ واقعی یا Band رو حساب کرد.
| پرسشِ خودت | چی رو بررسی کنی؟ | یک اصلاحِ کوچک |
|---|---|---|
| ۱. همون سؤال رو جواب دادم؟ | از سلیقه، مهارتِ آشپزی یا فرهنگِ غذا همون رو گفتم که پرسیده شده؟ | مقدمهٔ نامربوط یا دستورِ طولانی رو کوتاه کن |
| ۲. غذا و مهارتم واقعی بود؟ | غذا، خاطره یا مهارتی رو ادعا کردم که واقعاً میشناسم؟ | یک تجربۀ ساختگی رو با واقعیت یا فرضیۀ روشن عوض کن |
| ۳. یک ویژگیِ حسیِ دقیق داشتم؟ | اگر مناسب بود، یک مزه یا بافتِ روشن توضیح دادم؟ | یک delicious کلی رو با یک حسِ واقعی جایگزین کن |
| ۴. زمان یا دلیلِ مربوط اضافه کردم؟ | شنونده فهمید چه موقع و چرا این غذا رو انتخاب میکنم؟ | فقط یک موقعیت یا دلیلِ کوتاه اضافه کن |
| ۵. گذشته و حال رو درست جدا کردم؟ | اگر از تغییرِ عادت گفتم، قیدِ زمان و فعلها مناسب بودن؟ | یک فعل یا قیدِ قبل/الان رو اصلاح کن |
| ۶. برای پیگیری جوابِ تازه ساختم؟ | وقتی موضوع از غذایِ من به انتخابهای عمومی رفت، زاویۀ جواب عوض شد؟ | یک فایده یا محدودیتِ مربوط به سؤالِ جدید بگو |
| ۷. پایانِ جواب واضح بود؟ | اگر صدام رو شنیدم، فکرِ اصلی و واژههایِ حسی قابلفهم بودن؟ | یک پایانِ نامفهوم یا مکثِ غیرضروری رو اصلاح کن |
همین امروز از یک غذایِ ساده و واقعی شروع کن
یکی از سؤالهای تألیفی رو انتخاب کن و با انگلیسیِ خودت اسمِ غذا یا عادت، یک ویژگیِ حسی یا موقعیت، و یک چرا رو توضیح بده. اگر اهلِ آشپزی نیستی، میتونی دربارۀ ترجیحِ واقعیِ خودت برای یک غذایِ ساده یا انتخابِ بیرونخوردن حرف بزنی، بدونِ نقش بازی کردن. بعد یک پیگیریِ تازه بساز و ببین آیا بهجای تکرارِ همان داستان، میتونی یک نظرِ مرتبط اضافه کنی.
این صفحه برای ایدهسازی و تمرینِ طبیعیِ موضوعِ food و cooking نوشته شده؛ نه بازنشرِ سؤالهای رسمی، نه برنامۀ آشپزی یا توصیۀ پزشکی، و نه وعدۀ Band. برای فرمتِ واقعی به IELTS رجوع کن و برای پاسخ، از تجربۀ واقعی و کلماتِ قابلاستفادۀ خودت کمک بگیر.