فان‌فلوئنآموزش

«حوصله ندارم» به انگلیسی؛ ۱۰ جمله برای حال‌وهوای بی‌حال

۱۰ راه طبیعی برای گفتن «حوصله ندارم» به انگلیسی؛ فرق I don’t feel like it، not in the mood، feel up to و جواب‌های نرم‌تر را با مثال یاد بگیرید.

پاسخ کوتاه

برای «حوصله ندارم» یک ترجمهٔ ثابت نداریم: میل نداری؟ mood نداری؟ انرژی نداری؟ یا فقط می‌خوای مؤدبانه رد کنی؟

دوستت می‌گه «بریم بیرون؟» و تو می‌گی «حوصله ندارم». این فارسی می‌تونه یعنی نمی‌خوام، خسته‌ام، moodش رو ندارم، یا فقط می‌خوام نرم نه بگم. انگلیسی مجبورمون می‌کنه دقیق‌تر باشیم.

وقتی فقط دلت نمی‌خواد

Cambridge feel like را برای میل داشتن به انجام کاری در همان لحظه تعریف می‌کند. این معمولاً نزدیک‌ترین جواب به «الان دلم نمی‌خواد» است.

Original practice example

I don’t feel like it.

یعنی الان میلش را ندارم؛ نه لزوماً خسته‌ام و نه لزوماً ناراحتم.

دعوت دوستانه، پیشنهاد فیلم/خرید/بیرون‌رفتن.

«حوصله‌ش رو ندارم / دلم نمی‌خواد.»

یک دعوت کوتاه قبلش بساز.

FunFluen فارسی.

Original practice example

I don’t feel like going out tonight.

کار مشخص را می‌گویی: feel like + -ing.

وقتی دقیقاً حوصلهٔ بیرون‌رفتن نداری.

«امشب حوصلهٔ بیرون رفتن ندارم.»

going out را با cooking / studying عوض کن.

وقتی حال‌وهوایش را نداری

be in the mood هم به «میل داشتن» نزدیک است، ولی روی حال‌وهوای ذهنی/احساسی بیشتر تأکید دارد.

#جملهمعنیTone
3I’m not really in the mood.واقعاً حال‌وحوصله‌ش رو ندارم.casual, mood-focused
4I’m not in the mood for talking right now.الان حوصلهٔ حرف‌زدن ندارم.صریح ولی نه لزوماً rude

A: Want to talk about it?

B: Not right now. I’m not really in the mood.

اگر فقط نمی‌خواهی shopping بروی، I don’t feel like it معمولاً سبک‌تر است. not in the mood کمی بیشتر حال‌وهوای درونی را وارد جمله می‌کند.

وقتی مشکل اصلی انرژی است

Cambridge feel up to را برای داشتن انرژی/توان انجام کاری می‌آورد.

#جملهمعنیبهترین موقعیت
5I don’t feel up to it today.امروز انرژی/توانش رو ندارم.خستگی، ضعف، روز سنگین
6I’m too tired for that tonight.امشب برای اون کار خیلی خسته‌ام.وقتی علت را مستقیم می‌گویی

A: Want to go to the gym?

B: I don’t feel up to it today. I’m exhausted.

اینجا difference مهمه: شاید دلت بخواد، ولی انرژی‌اش را نداری. این همان چیزی است که feel up to خوب می‌گیرد.

وقتی اصلاً لازم نیست دربارهٔ mood توضیح بدی

بعضی وقت‌ها «حوصله ندارم» فقط یعنی «این دفعه نمیام». لازم نیست حتماً حالت را توضیح بدهی.

#جملهمعنیلحن
7Maybe another time.شاید یه وقت دیگه.نرم و مودبانه
8I think I’ll sit this one out.فکر کنم این یکی رو شرکت نکنم.casual, polite
9I’m not really up for it tonight.امشب خیلی پایه‌ش نیستم / حوصله‌ش رو ندارم.informal
10I just need a quiet night.فقط یه شب آروم لازم دارم.گرم، honest-but-light

Cambridge up for را informal و به معنی willing and able to take part در یک activity می‌آورد؛ پس I’m not really up for it برای «خیلی پایه نیستم» طبیعی است.

دام مهم: I’m bored یعنی «حوصله‌م سر رفته»

Cambridge bored را برای وقتی می‌آورد که چیزی جالب نیست یا کاری برای انجام‌دادن نداری.

«حوصله ندارم برم بیرون»: I don’t feel like going out.

«حوصله‌م سر رفته»: I’m bored.

این دو تا یکی نیستند. اگر I’m bored بگی، listener ممکنه بفهمه چیزی سرگرمت نمی‌کنه—not that you simply don’t want to do the proposed activity.

اشتباه‌های رایج

عبارتطبقه‌بندیlistener چه می‌فهمد؟منظور learnerنسخهٔ طبیعی‌ترContext note
I’m bored. برای هر «حوصله ندارم»grammatically valid with a different meaningحوصله‌م سر رفته / چیزی جذاب نیستدلم نمی‌خوادI don’t feel like it.bored در context واقعی خودش کاملاً درست است.
I don’t want to.grammatically valid; more directنمی‌خوامرد نرمMaybe another time. / I don’t really feel like it.original غلط نیست؛ فقط bluntتر می‌تواند شنیده شود.
I’m not in the mood. وقتی فقط خسته‌ایcontext-dependentmood/emotional willingness پایین استانرژی ندارمI don’t feel up to it.اگر واقعاً mood مسئله است، original درست است.
I don’t feel up to it. وقتی فقط دلت نمی‌خواهدcontext-dependentانرژی/توان کم استمیل ندارمI don’t feel like it.up to بیشتر capacity/energy می‌دهد.

شش جمله که فرق‌ها رو جا می‌اندازن

Original practice example

I don’t feel like it tonight.

میل ندارم؛ بدون ادعای خستگی یا bad mood.

دعوت دوستانه.

«امشب حوصله‌ش رو ندارم.»

tonight را با today عوض کن.

Original practice example

I’m not in the mood for talking right now.

mood-focused refusal.

وقتی واقعاً حال حرف‌زدن نداری.

«الان حوصلهٔ حرف‌زدن ندارم.»

talking را با going out عوض کن.

Original practice example

I don’t feel up to it today.

energy/capacity is the issue.

بعد از روز سنگین یا خستگی.

«امروز توانش رو ندارم.»

یک activity قبلش اضافه کن.

Original practice example

Maybe another time.

soft refusal without explaining your internal state.

دعوتی که نمی‌خواهی قبول کنی.

«شاید یه وقت دیگه.»

یک thank-you کوتاه قبلش اضافه کن.

Original practice example

I think I’ll sit this one out.

یعنی این activity فعلی را skip می‌کنم.

بازی، دورهمی، برنامهٔ گروهی.

«فکر کنم این یکی رو نیام/شرکت نکنم.»

یک group activity مثال بزن.

Original practice example

I just need a quiet night.

honest-but-light; نیاز به استراحت را بدون drama می‌گوید.

رد کردن برنامهٔ شبانه.

«فقط یه شب آروم لازم دارم.»

یک پاسخ دوست بعدش بساز.

۸ موقعیت: دقیقاً کدوم «حوصله ندارم»؟

دوستت می‌گه بریم shopping؛ فقط دلت نمی‌خواد.
جواب

اولی. مسئله desire است، نه boredom.

الان واقعاً حال حرف‌زدن نداری.
جواب

اولی، چون mood برای آن activity مهم است.

بعد از کار آن‌قدر خسته‌ای که gym واقعاً برات سخته.
جواب

اولی energy/capacity را دقیق‌تر می‌گیرد.

همکارت پیشنهاد drink بعد از کار می‌ده؛ می‌خوای نرم رد کنی.
جواب

اولی نرم‌تر است؛ دومی غلط نیست ولی مستقیم‌تر است.

گروه study هست ولی فقط این دفعه نمی‌خوای شرکت کنی.
جواب

اولی برای skip کردن همین activity طبیعی‌تر است.

خانواده می‌خوان حرف بزنن؛ تو فقط سکوت و استراحت می‌خوای.
جواب

اولی نیاز فعلی را می‌گوید بدون overstatement.

یک lecture کسل‌کننده است و حوصله‌ات سر رفته.
جواب

اینجا bored دقیقاً درست است؛ activity uninteresting است.

دوستت می‌گه فیلم ببینیم؛ تو خیلی «پایه نیستی».
جواب

اولی informal و مناسب willingness/ability است؛ دومی معنی بسیار سنگین و متفاوتی دارد.

چهار جملهٔ شخصی خودت رو بساز

هر چهار تا رو یک بار بلند بگو. هدف حفظ ۱۰ جمله نیست؛ هدف تشخیص category قبل از ترجمه است.

اول diagnosis، بعد ترجمه

«حوصله ندارم» در فارسی کوتاه و همه‌کاره است. در انگلیسی، دقیق‌ترشدن کمک می‌کند tone درست بماند: feel like برای میل، in the mood برای حال‌وهوا، feel up to برای انرژی، و soft refusal وقتی اصلاً لازم نیست moodت را توضیح بدهی.

اگر فقط یک چیز یادت بماند: قبل از ترجمه بپرس «چی کمه—میل، mood، انرژی، یا فقط می‌خوام نرم نه بگم؟»

منابع