فان‌فلوئنآموزش

«خسته نباشید» به انگلیسی؛ سخت‌ترین جمله‌ی ترجمه‌ناپذیر

«خسته نباشید» یک ترجمه‌ی ثابت انگلیسی ندارد؛ برای کار تمام‌شده، زحمت، تشویق، خدمات و استراحت، جمله‌ی طبیعی مناسب را انتخاب کنید.

پاسخ کوتاه

«خسته نباشید» یک جمله‌ی ثابت در انگلیسی ندارد؛ اول مشخص کن داری کار را تحسین می‌کنی، بابت زحمت تشکر می‌کنی، تشویق می‌کنی، مکالمه را می‌بندی یا واقعاً آرزوی استراحت داری.

همکارت هنوز وسط کاره و تو می‌گی Well done!. ممکنه حس کنه پروژه تموم شده و فقط خودش خبر نداره 😄. مشکل ترجمه نیست؛ timing و social jobـه.

چرا یک ترجمه‌ی مستقیم وجود نداره؟

University of Texas در material آموزشی فارسی خودش صریحاً درباره‌ی «خسته نباشید» می‌گه که معادل مستقیم انگلیسی نداره و در فارسی در چند نوع موقعیت اجتماعی استفاده می‌شه. Karka هم معنی literal رو چیزی نزدیک به «may you not be tired» می‌ده و کاربردش رو acknowledgment برای کسی که کار کرده یا کارش رو تموم کرده توضیح می‌ده.

Literal: Don’t be tired.

مشکل: این جمله social function فارسی رو منتقل نمی‌کنه؛ انگار واقعاً داری درباره‌ی خستگی instruction می‌دی.

راه درست: اول job رو پیدا کن: praise؟ thanks؟ encouragement؟ closing؟ یا rest?

کار تموم شده و خوب بوده؟ Praise بده

Cambridge Good job! رو برای تحسین کاری که خوب انجام شده تعریف می‌کنه. Well done! هم برای praise و approval بعد از achievement یا کاری که انجام شده استفاده می‌شه.

A: I finished the presentation and sent it to the team.

B: Nice work. It looks really clear.

A: I passed the exam!

B: Well done!

مرز مهم: این family بیشتر praiseـه، نه تشکر بابت زحمت. اگر کسی برای پروژه‌ی تو سه ساعت وقت گذاشته، شاید thanks-for-effort دقیق‌تر باشه.

زحمت کشیده؟ از effort تشکر کن

Cambridge برای hard work مثال‌هایی داره که در اون افراد بابت hard work تشکر می‌شن. این دقیقاً همون جاییه که English می‌تونه بخشی از حس «خسته نباشید» رو با naming the effort منتقل کنه.

جملهمعنی طبیعیTone
Thanks for all your hard work.ممنون بابت همه‌ی زحمتی که کشیدی.warm, workplace-safe
I really appreciate your hard work.واقعاً قدردان زحمتی هستم که کشیدی.warmer
Thank you for all the work you put into this.ممنون بابت همه‌ی کاری که برای این گذاشتی.specific, warm

Manager: The report took us all week.

You: Thanks for all your hard work on it.

هنوز داره کار می‌کنه؟ Encourage کن، نه اینکه پایان رو اعلام کنی

Cambridge Keep up the good work! رو به‌عنوان یک encouragement formula ثبت می‌کنه.

A: We’ve finished the first half of the project.

B: Great progress. Keep up the good work.

You’re doing great. هم برای ongoing effort یک گزینه‌ی طبیعی و ساده‌ست.

فروشگاه، خدمات، محیط کار: گاهی فقط interaction رو خوب ببند

در فارسی ممکنه موقع خروج از یک فروشگاه، اداره یا بعد از کمک کسی بگی «خسته نباشید». در انگلیسی لازم نیست حتماً درباره‌ی work quality نظر بدی.

Employee: I found the item for you.

You: Thank you for your help. Have a good day.

Coworker: I’ve updated the numbers for you.

You: Thanks, I really appreciate it.

اینجا polite closing مهم‌تر از اینه که دنبال ترجمه‌ی مستقیم «خسته» بگردی.

اگر واقعاً خسته شده، اون‌وقت درباره‌ی rest حرف بزن

گاهی Persian phrase هم formulaـست و هم واقعاً acknowledgmentِ fatigue. اگر context واقعاً اینه که طرف ساعت‌ها کار کرده، می‌تونی مستقیم به effort و rest اشاره کنی:

A: We finally finished moving everything upstairs.

B: That must have been a lot of work. Have a good rest.

You must be exhausted. هم وقتی نشانه‌های واقعیِ خستگی و context مناسب داری، طبیعی‌تر از ترجمه‌ی formulaic «خسته نباشید»ه.

خانه و آشپزی: praise، thanks یا هر دو؟

A: Dinner’s ready.

B: Thank you. It smells amazing.

اگر کسی کلی وقت گذاشته:

A: I spent most of the afternoon cooking.

B: Thank you for all the work you put into this. It looks great.

اینجا هم English معمولاً social job رو تقسیم می‌کنه: gratitude + compliment، نه یک formula ثابت.

اشتباه‌های رایج وقتی دنبال «یک ترجمه» می‌گردیم

عبارت/رفتارطبقه‌بندیlistener چه می‌فهمه؟منظور learnerنسخه‌ی طبیعی‌ترContext note
Don’t be tired. grammatically possible, non-idiomatic for this social job یک instruction درباره‌ی tired بودن «خسته نباشید» Good job! / Thanks for your hard work. بسته به context اگر واقعاً درباره‌ی خستگی حرف می‌زنی، باید جمله‌ی متناسب با همون meaning بسازی.
Well done! وقتی کار هنوز وسط راهه context-dependent / timing-mismatched پایان یا achievement رو praise می‌کنی تشویق به ادامه Keep up the good work. / You’re doing great. Well done برای کار/achievement انجام‌شده طبیعی است.
Keep up the good work. بعد از کار کاملاً تمام‌شده grammatically valid, potentially mismatched ادامه بده تحسین نتیجه Good job! / Well done! برای ongoing performance، original عالیه.
Good job! برای هر تعامل خدماتی context-dependent / potentially patronizing داری performance طرف رو ارزیابی می‌کنی مودبانه گفتن «خسته نباشید» Thank you for your help. وقتی واقعاً داری کار انجام‌شده رو praise می‌کنی، Good job معتبره.
Have a good rest. برای هر سلام/خداحافظی کاری context-dependent / overly literal to fatigue فکر می‌کنی طرف واقعاً نیاز به استراحت داره closing polite Have a good day. / Thanks for your help. بعد از exertion واقعی، Have a good rest می‌تونه fit باشه.

شش جمله‌ی آماده؛ هرکدوم یک signal متفاوت

Original practice example

Good job!

برای praise کردن کاری که خوب انجام شده.

task تمام‌شده، presentation، تمرین.

«آفرین / کارت خوب بود.»

یک کار تمام‌شده تصور کن و جمله رو بلند بگو.

FunFluen فارسی.

Original practice example

Well done!

achievement یا کار انجام‌شده رو praise می‌کنه.

امتحان، پروژه، نتیجه‌ی خوب.

«آفرین / خیلی خوب بود.»

یک achievement قبلش بساز.

Original practice example

Thanks for all your hard work.

به‌جای quality، effort رو acknowledge می‌کنه.

پروژه، کار تیمی، آماده‌سازی طولانی.

«ممنون بابت همه‌ی زحمتی که کشیدی.»

hard work رو به یک project واقعی وصل کن.

Original practice example

Keep up the good work.

برای encouragement وقتی مسیر هنوز ادامه داره.

پروژه‌ی ongoing، یادگیری، performance ادامه‌دار.

«همین‌طور ادامه بده.»

یک ongoing task قبلش بساز.

Original practice example

Thank you for your help.

برای closing مودبانه بعد از کمک یا service.

فروشگاه، اداره، کار، support.

«ممنون از کمکتون.»

یک service situation قبلش بساز.

Original practice example

That must have been a lot of work.

effort واقعی رو acknowledge می‌کنه بدون اینکه formulaic praise بده.

کار فیزیکی، آماده‌سازی طولانی، task سنگین.

«حتماً خیلی زحمت داشته.»

یک task سخت قبلش بساز.

۵ موقعیت: کدوم signal رو می‌خوای بفرستی؟

همکارت ارائه رو تموم کرده و واقعاً خوب بوده.
جواب

Well done! چون work/achievement تموم شده.

تیمت هنوز وسط یک پروژه‌ی طولانیه و خوب پیش می‌ره.
جواب

اولی؛ signal اصلی encouragementـه.

همکارت چند ساعت برای report وقت گذاشته.
جواب

هر دو ممکنن، ولی اولی effort رو دقیق‌تر acknowledge می‌کنه.

کارمند فروشگاه مشکلت رو حل کرده و می‌خوای interaction رو مودبانه ببندی.
جواب

اولی؛ praise performance اینجا لازم نیست.

دوستت چند ساعت اسباب‌کشی کرده و واقعاً خسته‌ست.
جواب

اولی؛ این بار fatigue واقعیه و rest-wish fit داره.

۵ «خسته نباشید» واقعی رو دوباره بساز

هر پنج‌تا رو بلند بگو. سؤال ثابتت این باشه: «الان دارم چه signalی می‌فرستم؟»

«خسته» رو ترجمه نکن؛ signal رو ترجمه کن

اگر کار تموم شده، praise؛ اگر زحمت مهمه، thanks؛ اگر هنوز ادامه داره، encouragement؛ اگر فقط می‌خوای مودبانه تعامل رو ببندی، یک thank-you طبیعی؛ و اگر طرف واقعاً خسته‌ست، اون‌وقت درباره‌ی rest حرف بزن.

بهترین ترجمه‌ی «خسته نباشید» یک sentence نیست؛ انتخاب درست بین پنج social signalـه.

منابع