فارسی خیلی وقتها همان اطلاعات را با بافت یا ساختار دیگری میرساند؛ اما انگلیسی برای اسم مفرد قابلشمارشِ تازه معمولاً a/an و برای مورد مشخص یا قبلاً معرفیشده the میخواهد.
در یک فیلم خیالی، مردی وارد بانک میشود: A man enters a bank. چند ثانیه بعد هنوز دوربین روی همان آدم است: The man looks nervous. دوربین عوض نشده؛ article عوض شده.
چرا ذهن فارسی a و the را نمیبیند؟
در فارسی میگوییم «من دانشجو هستم»، «ماشین خریدم» یا «رفتم آشپزخانه» و جمله کاملاً سرحال است. انگلیسی اما دم در میپرسد: «یک ماشین از بین چندتا؟ یا همان ماشینی که دربارهاش حرف زدیم؟» کمی فضول است، ولی خب قانون خودش است.
به همین دلیل جملههایی مثل I am student، I bought car، Open window و I went to kitchen برای فارسیزبانها طبیعی به نظر میرسند. مشکل این نیست که معنی را نمیدانید؛ مشکل این است که فارسی دقیقاً همان علامت مستقل انگلیسی را جلوی اسم نمیگذارد.
a/an: ورود یک شخصیت یا شیء تازه به قاب
Cambridge Dictionary Grammar توضیح میدهد که a/an معمولاً با اسم مفرد قابلشمارش و نامشخص میآید؛ یعنی یک مورد از یک گروه، نه موردی که قبلاً دقیقاً مشخص شده است.
- I saw a man outside.
- She bought a car.
- He is a doctor.
- We need an answer.
a یا an؟ گوش تصمیم میگیرد
- a university
- an hour
- an engineer
- a European city
the: دوربین روی مورد مشخص برمیگردد
A woman walks into the café. The woman sits by the window. در جملهٔ اول زن تازه وارد داستان شده؛ در جملهٔ دوم همان زن مشخص است.
- Close the door.
- Put it on the table.
- I went to the kitchen.
the همیشه ترجمهٔ مستقیم «آن» نیست؛ بیشتر یعنی «همان موردی که برای شنونده قابلشناسایی است».
گاهی هم هیچ article لازم نیست
- Books are expensive.
- Water is important.
- I study engineering.
برای همین I am an engineer درست است، ولی I study engineering بدون an میآید. یکی شخص است، یکی رشتهٔ تحصیلی. انگلیسی گاهی همینقدر ریزبین است؛ دوربین HD دارد.
خطاهای رایج فارسیزبانها
I am student.
درست: I am a student.
I bought car yesterday.
درست: I bought a car yesterday.
Open window.
اگر پنجرهٔ مشخص اتاق را میگویید: Open the window.
I went to kitchen.
در خانه یا محل مشخص: I went to the kitchen.
She is the doctor.
اگر فقط شغلش را میگویید: She is a doctor. اگر همان پزشک مشخص است، the doctor درست است.
کارگردان صحنه باشید: a، the یا هیچکدام؟
قبل از بازکردن جواب، انتخابتان را با صدای بلند بگویید.
مردی برای اولین بار وارد بانک میشود
A man enters a bank.
دوربین دوباره همان مرد را نشان میدهد
The man looks nervous.
شخصیت اصلی میگوید دیروز ماشین خریده
I bought a car yesterday.
بعد میگوید همان ماشین خیلی سریع است
The car is really fast.
دو شخصیت دربارهٔ کتابها بهطور کلی حرف میزنند
Books can change people.
کسی میگوید آب لازم داریم
We need water.
چالش سهجملهای: یک صحنه بسازید
اول یک شخصیت یا شیء را با a/an وارد قاب کنید، بعد با the به همان مورد برگردید، و آخر یک جملهٔ کلی بدون article بگویید.
همین تمرین را داخل یک صحنه انجام دهید
در FunFluen میتوانید یک صحنهٔ کوتاه انتخاب کنید، معرفی اول و اشارهٔ دوم را پیدا کنید، بعد زیرنویس را ببندید و همان موقعیت را با سه اسم تازه بازسازی کنید. این تمرین است، نه دستگاه تضمین تسلط.
یک صحنه را با a و the بازسازی کن
سؤالهای رایج
چرا میگوییم I study engineering و نه I study an engineering؟
چون engineering اینجا نام رشته و مفهوم عمومی است، نه یک شخص یا یک مورد قابلشمارش.
آیا the همیشه یعنی «آن»؟
نه؛ the بیشتر نشان میدهد مورد برای شنونده قابلشناسایی است.
چرا a university ولی an hour؟
چون انتخاب بر اساس صدای اول است، نه فقط حرف اول.
قانون را حفظ نکنید؛ قاب را ببینید
وقتی به یک اسم میرسید، سه سؤال بپرسید: تازه وارد داستان شده؟ مورد مشخصی است؟ یا داریم کلی حرف میزنیم؟
a شخصیت را وارد قاب میکند، the دوربین را روی همان مورد مشخص برمیگرداند، و گاهی هم صحنه اصلاً article نمیخواهد. فقط بازیگرهای ریزنقش را پشت در جا نگذارید.