فان‌فلوئنآموزش

موضوع‌های اسپیکینگ آیلتس؛ ۲۰ موضوع پرتکرار و آماده‌سازی

موضوعات اسپیکینگ آیلتس رو با ۲۰ خانوادهٔ تمرینی و بانک ایدهٔ دو ستونی مرور کن؛ برای هر موضوع یک تجربهٔ شخصی و یک نظر کلی آماده کن، بدون حفظ پاسخ.

پاسخ کوتاه

برای آماده شدن برای موضوعات اسپیکینگ آیلتس، به‌جای حفظ کردنِ بیست جوابِ کامل، برای هر موضوع دو چیز آماده کن: یک تجربه یا جزئیاتِ واقعی از زندگیِ خودت، و یک دلیل یا نگاهِ کلی که بتونی با زبانِ خودت توضیحش بدی. وقتی شکلِ سؤال عوض شد، این دو ایده رو با همون سؤال هماهنگ کن؛ لازم نیست متنِ ازبرشده رو به زور وارد جواب کنی.

یک نکته دربارهٔ کلمهٔ «پرتکرار» در عنوان: بیست خانوادهٔ موضوعیِ این صفحه رو برای تمرینِ متنوع و کاربردی انتخاب کرده‌ایم. این‌ها رتبه‌بندیِ آماریِ بیست موضوعِ پُرتکرارِ واقعی، فهرستِ رسمیِ IELTS، مجموعهٔ قطعیِ سؤال‌ها یا پیش‌بینیِ آزمون بعدی نیستن؛ دادهٔ قابل‌اتکایی برای تعیینِ فراوانیِ دقیق‌شون نداریم. موضوعِ واقعی ممکنه کاملاً متفاوت یا ترکیبی از چند زمینه باشه.

روشِ این صفحه رو می‌تونی «دو ستون برای هر موضوع» صدا کنی. مثلاً برای موضوعِ «خانه» یک اتفاقِ ساده و شخصی مثل لق شدنِ یک صندلی رو یادداشت کن؛ کنار اون، یک نگاهِ کلیِ محتاطانه دربارهٔ زمان‌هایی بنویس که تعمیرِ ساده ممکنه مناسب باشه و زمان‌هایی که کمکِ متخصص لازمه. همین دو فکر، موادِ خامِ یک جوابِ تازه‌ان، نه جمله‌هایی برای حفظ کردن.

موضوعِ تمرینی چه فرقی با سؤالِ واقعی آیلتس داره؟

طبق توضیح رسمی IELTS از Speaking، در Part 1 گفت‌وگو دربارهٔ چیزهای آشنا مثل خانه، خانواده، کار، تحصیل و علایقه؛ در Part 2 باید دربارهٔ موضوع و نکاتِ کارتِ واقعی حرف بزنی؛ و در Part 3 دربارهٔ جنبه‌های کلی‌ترِ مرتبط بحث می‌کنی. Speaking در آزمون‌های Academic و General Training از نظرِ ساختار یکسانه. اسمِ موضوع با خودِ سؤال یکی نیست: «خانه» می‌تونه در یک موقعیت دربارهٔ عادتِ تو باشه و در موقعیتی دیگه به مقایسهٔ شرایط زندگی برسه.

فهرستِ پایین فقط بیست خانوادهٔ پیشنهادی برای آماده کردنِ ایده است. عددهای کنار موضوع‌ها صرفاً برای پیدا کردنِ آسان‌تر ردیف‌هاست و معنای رتبه یا احتمالِ مطرح شدن ندارن. زاویه‌های مثال هم تماماً ساختهٔ نویسنده‌ان؛ هیچ‌کدوم سؤال یا پاسخِ رسمی، لو‌رفته، ترجمه‌شده یا پیش‌بینی‌شدهٔ IELTS نیست.

۲۰ خانوادهٔ موضوعی برای تمرین؛ کنار هرکدوم چه چیزی آماده کنم؟

برای هر ردیف، ستونِ دوم می‌گه چه مادهٔ خامی از خودت پیدا کنی؛ ستونِ سوم یک زاویهٔ روزمرهٔ کاملاً فرضی نشون می‌ده؛ و ستونِ چهارم می‌گه موقع حرف زدن چطور از اون استفاده کنی. از موضوع‌هایی شروع کن که واقعاً درباره‌شون تجربه داری.

گروه اول: آدم‌ها، خانه و اطرافمون

موضوع‌های ۱ تا ۵؛ محیطِ نزدیک و تجربه‌های شخصی
خانوادهٔ موضوعیچی آماده کنی؟زاویهٔ روزمرهٔ تألیفیحرکتِ گفتاری
۱. خانه و وسایل شخصییک وسیله و اتفاق یا تغییرِ کوچکِ مرتبط باهاشپایهٔ یک صندلی لق بود و از فردِ آشنا خواستی بررسیش کنهوضعیتِ قبل و بعد رو روشن کن
۲. محله و خدماتِ نزدیکیک مکانِ مشخص و دلیلِ رفتن به اونصبح از نانواییِ کوچیکِ سرِ کوچه خرید کردیمکان رو به علتِ انتخابت وصل کن
۳. کار و مسئولیتِ روزمرهیک کارِ واقعی و یک چالشِ معمولیک گزارشِ کوتاه رو با همکاریِ همکار تموم کردیاز اقدام به نتیجه برس، نه شرحِ کلِ رزومه
۴. درس و یادگیرییک مهارتِ کوچک و چیزی که اول سخت بودیک میان‌برِ تازهٔ صفحه‌کلید رو یاد گرفتی«قبل بلد نبودم، حالا می‌تونم» رو توضیح بده
۵. خانواده و رابطه‌هایک رسم یا عادتِ شخصیِ مشترکدو نفر در خانه میزِ شام رو با هم آماده کردننقشِ هر نفر و معنای اون کار برای خودت رو بگو

گروه دوم: عادت‌ها و وقتِ آزاد

موضوع‌های ۶ تا ۱۰؛ کارهای تکراری، علاقه‌ها و غذا
خانوادهٔ موضوعیچی آماده کنی؟زاویهٔ روزمرهٔ تألیفیحرکتِ گفتاری
۶. دوستان و همکارییک کارِ مشترک و نقشِ دو نفربا دوستی یک قفسهٔ سبک رو جابه‌جا کردیکارِ خودت رو با کمکِ نفرِ دیگه مقایسه کن
۷. عادت‌ها و ساعت‌های روزیک کارِ معمول و زمانِ انجامشبعد از تمام شدنِ کار، برای خودت چای درست می‌کنیزمان و تکرار رو دقیق و طبیعی بگو
۸. تفریح و سرگرمییک فعالیتِ موردعلاقه و دلیلِ شخصیآخرِ هفته یک جدولِ ساده حل می‌کنیترجیح رو با یک مثالِ مخصوصِ خودت روشن کن
۹. حرکت و فعالیتِ بدنییک فعالیتِ روزمرهٔ شخصی و شرایطشگاهی عصرها مسیرِ کوتاهی رو پیاده می‌ریبگو چه وقت این انتخاب رو می‌کنی؛ ادعای درمانی نکن
۱۰. غذا و آشپزییک غذای ساده و یک تغییرِ کوچک در آماده‌سازیسوپی درست کردی و این بار ادویه‌اش رو کمتر ریختییک مرحله، دلیلِ تغییر و نتیجه رو تعریف کن

گروه سوم: انتخاب‌ها و تجربه‌های بیرون از خانه

موضوع‌های ۱۱ تا ۱۵؛ خرید، سفر، رفت‌وآمد و رسانه
خانوادهٔ موضوعیچی آماده کنی؟زاویهٔ روزمرهٔ تألیفیحرکتِ گفتاری
۱۱. خرید و انتخابِ کالایک تصمیم و دو ویژگیِ مهمِ اون وسیلهبرای استفادهٔ روزانه یک کولهٔ سبک انتخاب کردیدو ویژگی رو مقایسه کن، نه قیمتِ ساختگی
۱۲. سفر و تجربهٔ مقصدیک لحظهٔ مشخص از سفر یا گردشِ خودتدر یک میدانِ شهری مسیرِ پیاده رو اشتباه رفتیصحنه، تصمیمِ بعدی و احساسِ واقعی رو جدا بگو
۱۳. رفت‌وآمد و حمل‌ونقلیک مسیر و علتِ تغییرِ احتمالیِ اونبه‌خاطر بسته بودنِ پیاده‌رو، مسیرِ دیگه‌ای رفتیعلت رو به گزینهٔ جایگزین وصل کن
۱۴. فناوری و ابزار دیجیتالیک ابزار و کارِ مشخصی که باهاش می‌کنیاز یادآورِ گوشی برای موعدِ پرداخت استفاده کردیکاربرد رو بگو، بعد یک محدودیتِ احتمالی رو مطرح کن
۱۵. کتاب و رسانهیک نوع محتوا و موقعیتِ استفادهٔ شخصیهنگام مرتب کردنِ خانه کتابِ صوتی گوش دادیترجیحِ خودت رو با زمان و دلیل توضیح بده

گروه چهارم: محیط، مناسبت‌ها و تغییرهای آینده

موضوع‌های ۱۶ تا ۲۰؛ طبیعت، فصل‌ها، مناسبت‌ها و برنامه‌ریزی
خانوادهٔ موضوعیچی آماده کنی؟زاویهٔ روزمرهٔ تألیفیحرکتِ گفتاری
۱۶. طبیعت و فضای سبزیک فضای طبیعیِ نزدیک و ویژگیِ قابل‌مشاهده‌اشنیمکتی زیرِ سایهٔ یک درختِ بزرگ دیدییک جزئیاتِ حسی رو به اهمیتِ شخصی وصل کن
۱۷. آب‌وهوا و فصل‌هایک تغییرِ هوا و واکنشِ خودتبارونِ ناگهانی شروع شد و چتر برداشتیتغییرِ شرایط و اقدام رو در ترتیبِ طبیعی بگو
۱۸. مناسبت‌ها و سنت‌هایک مناسبتِ تجربه‌شده، بدون ادعای رسمِ همهٔ مردمبرای تولدِ یک دوست کارتِ دست‌ساز درست کردیشیوهٔ گذشته و الانِ خودت رو مقایسه کن
۱۹. خواب و استراحتِ روزانهیک عادتِ شخصی دربارهٔ ساعتِ استراحتشب‌ها چراغِ مطالعه رو در ساعتِ دلخواه خاموش می‌کنیزمان و شرایطِ خودت رو بگو؛ نسخهٔ پزشکی نده
۲۰. برنامه‌های آینده و تغییرهای کوچکیک قصدِ نزدیک و اولین قدمِ انجامشهفتهٔ بعد می‌خوای قفسهٔ کتاب رو مرتب کنیقصد، قدمِ اول و یک شرطِ احتمالی رو بیان کن

این بیست مورد قرار نیست همهٔ سؤال‌های ممکن رو پوشش بدن یا به ترتیبِ بیشترین حضور در آزمون مرتب شده باشن. برای موضوعی که در زندگیِ تو معنایی نداره، متنِ تخیلی رو به اسمِ تجربهٔ واقعی حفظ نکن؛ یک اتفاقِ واقعیِ دیگه پیدا کن یا در تمرین به‌روشنی بگو داری یک وضعیتِ فرضی رو تصور می‌کنی.

برای یک موضوع، بانکِ ایدهٔ دو ستونی بساز

حالا به‌جای نوشتنِ بیست انشای انگلیسی، برای هر موضوع فقط دو کادرِ کوتاه پُر کن. ستونِ اول باید چیزی باشه که دربارهٔ زندگیِ خودت بلدی و می‌تونی شرحش بدی. ستونِ دوم یک فکرِ کلیِ قابل‌توضیحه؛ نه گزارشی از آمار، نه ادعای اینکه همهٔ مردم یک رفتار دارن.

نمونهٔ تألیفیِ بانکِ دو ستونی برای خانوادهٔ «خانه و وسایل شخصی»
یک تجربه یا جزئیاتِ شخصییک دلیل، مقایسه یا نگاهِ کلی
«یک روز صندلیِ کنار میزِ من لق شد. از کسی که وارد بود خواستم بررسیش کنه و معلوم شد پیچِ پایه شله.»«برای بعضی وسیله‌های ساده، تعمیر شاید مناسب باشه؛ اما وقتی کاری خطرناک یا تخصصیه، کمک گرفتن از فردِ ماهر منطقی‌تره.»

هر دو ستونِ بالا یک موقعیتِ ساختهٔ نویسنده هستن، نه خاطرهٔ یک داوطلبِ واقعی یا سؤالِ IELTS. در تمرینِ خودت، ستونِ شخصی رو با تجربهٔ واقعی‌ات جایگزین کن. ستونِ کلی رو هم به‌صورت نظر یا احتمال مطرح کن؛ لازم نیست دربارهٔ هزینه، محیط زیست یا رفتار همهٔ آدم‌ها عدد و ادعای بی‌منبع بسازی.

یک موضوع می‌تونه بسته به دستورِ تمرین، سه شکلِ مختلف پیدا کنه: اول یک واقعیتِ کوتاه از خودت، بعد یک طرحِ چندکلیدواژه‌ای برای توضیحِ اتفاق، و در نهایت یک نظرِ کلی با شرط یا دلیل. این‌ها تمرین‌های تألیفیِ شبیه سه نوع ارتباط در Speaking هستن، نه بازنشرِ سؤال‌های رسمی یا جایگزینِ نکته‌های کارتِ واقعی. اگر کارتِ اصلی چیزِ دیگه‌ای می‌خواست، دقیقاً به همون درخواست جواب بده.

پنج جملهٔ انگلیسیِ کوتاه که ایده‌هات رو قابل‌گفتن می‌کنن

این پنج جمله همگی از صفر نوشتهٔ نویسنده و مستقل از هر سؤالِ رسمی، نمونه‌جواب یا منبعِ محافظت‌شدهٔ IELTS هستن. هرکدوم یک حرکتِ زبانی رو از یک موضوعِ متفاوت نشان می‌ده؛ نباید پنج‌تاش رو به شکلِ یک «متنِ نمره‌دار» حفظ کنی.

Original practice example

I keep a small notebook beside my desk.

keep در اینجا برای نگه داشتنِ وسیله در جایِ معمولشه و beside موقعیتِ دقیقِ دفترچه رو می‌گه. یک مکانِ مشخص بهتر از توصیفِ مبهمِ «جایی توی خونه» به شنونده تصویر می‌ده.

اگر دربارهٔ وسایلِ کار، درس یا خانه صحبت می‌کنی، یک چیزِ واقعی و جای معمولش رو با همین منطق توصیف کن.

«یک دفترچهٔ کوچک کنار میزم نگه می‌دارم.»

FunFluen فارسی.

Original practice example

Last month, I helped a neighbour carry a heavy box.

Last month زمان رو مشخص می‌کنه و helped فعلِ گذشته‌ست. ترکیبِ help someone carry کارِ مشترک رو روشن می‌کنه؛ این جمله یک واقعهٔ فرضیِ ابداعی‌ه، نه داستانِ واقعیِ گوینده.

برای گفتنِ کمکِ کوچکی که به دوست، همکار یا یکی از نزدیکان کردی؛ اگر چنین تجربه‌ای نداری، واقعهٔ واقعیِ خودت رو جایگزین کن.

«ماه پیش به یک همسایه کمک کردم جعبهٔ سنگینی رو حمل کنه.»

Original practice example

I prefer local markets because I can ask about the food.

prefer ترجیحِ شخصی رو مستقیم می‌گه و because یک دلیلِ مشخص اضافه می‌کنه. این دلیل دربارهٔ امکانِ پرسیدنِ سؤالِ غذاییه؛ ادعای ثابت دربارهٔ قیمت یا کیفیتِ همهٔ بازارها نیست.

اگر دربارهٔ خرید، خوراک یا فروشگاهِ دلخواهت حرف می‌زنی، دلیلِ واقعیِ خودت رو انتخاب کن، نه همین ترجیحِ خیالی رو.

«بازارهای محلی رو ترجیح می‌دم چون می‌تونم دربارهٔ مواد غذایی سؤال کنم.»

Original practice example

I took a different route when the bus was delayed.

took گذشتهٔ take و was delayed به تأخیر افتادنِ اتوبوس رو بیان می‌کنه. when دو بخشِ مرتبطِ رویداد رو به هم وصل می‌کنه.

برای گفتنِ تغییرِ مسیر یا برنامه‌ای که در یک روزِ واقعی پیش اومد؛ اگر سفر با اتوبوس نداشتی، موقعیتِ خودت رو شرح بده.

«وقتی اتوبوس تأخیر داشت، مسیرِ دیگه‌ای رفتم.»

Original practice example

In some areas, a quiet bench might help people rest.

In some areas ادعا رو به شرایطی محدود می‌کنه و might احتمال رو نشون می‌ده. این یک نظرِ فرضی دربارهٔ فضای عمومی‌ه، نه یافتهٔ پژوهشی یا نتیجهٔ تضمین‌شده.

وقتی دربارهٔ طبیعت، محله یا امکاناتِ عمومی نگاهِ کلی مطرح می‌کنی، از یک امکانِ مشخص و مشروط حرف بزن.

«در بعضی جاها، یک نیمکتِ آرام شاید به آدم‌ها برای استراحت کمک کنه.»

برای موضوعِ واقعیِ خودت لازم نیست از همین جمله‌ها استفاده کنی. فقط حرکت رو بردار: مکانِ مشخص، زمانِ اتفاق، دلیلِ واقعی، رابطهٔ علت و واکنش، یا نظرِ مشروط. این ابزارها با موضوع عوض می‌شن، ولی به کلماتِ ازبرشده وابسته نیستن.

انتخاب کن: کدوم نوع آماده‌سازی با تغییرِ سؤال هم به درد می‌خوره؟

برای یک موضوعِ معمولی مثل «خانه» سه روشِ کاملاً تألیفی رو تصور کن. قبل از باز کردنِ توضیح، فکر کن کدوم روش بهت کمک می‌کنه وقتی سؤالِ واقعی با تمرین فرق داشت، خودت جواب بسازی؛ نه اینکه یک متنِ آماده رو تحویل بدی.

گزینهٔ الف — برای هر موضوع یک متنِ انگلیسیِ کامل حفظ کنم

ممکنه تمرینِ جمله‌سازی در زمانِ مطالعه مفید باشه، ولی متنِ ثابت وقتی سؤال عوض می‌شه همیشه جوابِ مرتبطی نمی‌ده. بهتره از نوشته‌ها یک خاطرهٔ کوتاه و یک دلیلِ قابل‌تغییر استخراج کنی، نه اینکه همان بندهای آماده رو جای پاسخِ واقعی بذاری. حفظِ کلِ پاسخ هم الزامِ IELTS نیست.

گزینهٔ ب — یک تجربهٔ شخصی + یک نگاهِ کلیِ کوتاه یادداشت کنم

برای تمرینِ انعطاف، این انتخاب کاربردی‌تره. مثلاً دربارهٔ خانه یک تجربهٔ کوچک از وسیله‌ای که در زندگیِ خودت استفاده کردی یادداشت کن؛ در ستونِ دوم بگو چرا یک راه‌حل ممکنه برای بعضی آدم‌ها مناسب باشه، اما در چه شرایطی نه. بعد هر سؤالِ واقعی اومد، فقط اطلاعاتِ مربوط به همون سؤال رو به کار ببر. این هم روشِ تألیفی‌ه، نه فرمولِ نمره‌دهیِ رسمی.

گزینهٔ ج — فقط فهرستِ بلندِ لغت‌های دشوار جمع کنم

لغتِ مناسب کمک می‌کنه معنی رو دقیق بگی؛ ولی ده واژهٔ پراکنده هنوز یک فکرِ قابل‌توضیح نساخته. از بین واژه‌ها فقط چیزهایی رو نگه دار که در تجربهٔ واقعی یا دلیلِ روشنِ تو جا می‌گیرن. به‌جای نمایشِ لغت، یک ایده با یک مثال بساز.

تمرینِ واقعیِ خودت: پنج خانواده رو انتخاب کن و برای هرکدوم سه جور حرف بزن

قرار نیست همین امروز هر بیست مورد رو کامل کنی. پنج خانوادهٔ آشناتر رو انتخاب کن و در یک صفحه برای هرکدوم دو ستونِ تجربهٔ شخصی و نگاهِ کلی رو با چند کلمه پُر کن. بعد برای هر پنج موضوع این سه دستورِ کاملاً ساختهٔ نویسنده رو اجرا کن؛ هیچ‌کدوم سؤالِ واقعی یا کارتِ رسمی IELTS نیستن:

  1. حرفِ شخصیِ کوتاه: یک واقعیتِ مربوط به خودت بگو، بعد فقط یک زمان، مکان یا جزئیاتِ واقعی اضافه کن. اگر خواستی برای تمرینِ خونه حدود ۳۰ تا ۶۰ ثانیه زمان بذار؛ این زمان قانونِ هر پاسخ در آزمون نیست.
  2. طرحِ اتفاق در یک دقیقه: دربارهٔ یک اتفاقِ واقعی یا موقعیتِ تمرینیِ صادقانه فرضی در اون موضوع، یک دقیقه چند کلیدواژهٔ «کِی، چی شد، بعدش چی» بنویس؛ سپس با جمله‌های خودت شرحِ کوتاهی بده. این جای کارتِ واقعیِ پارت ۲ و نکاتِ اون رو نمی‌گیره.
  3. نگاهِ کلی: حالا بدون تظاهر به آمار، یک نظرِ مشروط دربارهٔ اینکه این موضوع برای بعضی افراد یا شرایط چه معنی‌ای می‌تونه داشته باشه بگو. یک دلیل یا مثالِ فرضی اضافه کن و اگر مناسب بود دو حالت رو مقایسه کن. قرار نیست این تمرین پیش‌بینیِ سؤالِ پارت ۳ باشه.

در مجموع از پنج موضوع، چند نوبتِ تازهٔ گفتاری ساخته‌ای، بدون حفظِ پانزده جوابِ ثابت. اگر خواستی با ابزارِ معمولیِ خودت ضبط کن و برای یک موضوع از خودت بپرس: «واقعاً به دستور جواب دادم؟ یک جزئیات داشتم؟ دلیلم مشخص بود؟ با موضوعِ تازه هم همین شکلِ فکر به دردم می‌خوره؟» فقط یک پاسخِ نامرتبط یا بیش‌ازحد حفظی رو اصلاح کن و دوباره طبیعی بگو. این یک تمرینِ شخصیه، نه آزمونِ آزمایشی یا پیش‌بینیِ نمره.

چک‌لیستِ ایده‌سازی؛ نه نمره‌دهی آیلتس

چه چیزهایی رو با آماده بودن برای موضوعات آیلتس اشتباه نگیریم؟

  • حفظِ بیست پاسخِ «کامل»: سؤالِ واقعی ممکنه شکلِ دیگری داشته باشه؛ دو ایدهٔ قابل‌تغییر از یک متنِ خشک قابل‌استفاده‌تره.
  • تعقیبِ پیش‌بینی‌های بدون منبع: این فهرست هم رتبه‌بندیِ رسمی یا تضمینِ آمدنِ موضوع نیست. روی بیانِ ایده‌ها تمرین کن، نه ادعای درصدِ وقوعِ سؤال.
  • کپیِ سؤال و نمونه‌جوابِ رسمی یا اینترنتی: از منابع برای شناختِ ساختارِ آزمون استفاده کن، نه بازگوییِ متنِ محافظت‌شده به‌عنوان پاسخِ خودت.
  • انباشتِ لغتِ سختِ بی‌ربط: کلمه‌ای رو به کار ببر که معنی‌ش رو می‌دونی و واقعاً برای تجربه یا استدلالِ همون سؤال لازمه.
  • نادیده گرفتنِ صحبتِ واقعی: فقط نوشتنِ دو ستون کافی نیست؛ با صدای خودت جمله بساز، مکث‌ها و وضوحِ واژه‌های مهم رو بررسی کن.
  • چسباندنِ یک خاطره به تمام کارت‌ها: وقتی دستورِ واقعی دربارهٔ چیزِ دیگریه، خاطره رو کنار بذار یا فقط بخشی ازش رو انتخاب کن که به اون سؤال مربوطه.

راهنمای Speaking از British Council هم بر پاسخ‌های طبیعی، مثال و دلیلِ مرتبط و پرهیز از متن‌های حفظی تأکید داره. این به معنیِ آن نیست که بانکِ دو ستونیِ خودمون روشِ رسمی یا از نظر علمی «بهترین» روشه؛ فقط یک شیوهٔ ساده برای آماده کردنِ مصالحِ حرف زدنه.

از کجا شروع کنی؟ موضوع رو به فکرِ خودت تبدیل کن

این بیست موضوع، بیست درِ شروعِ تمرین هستن، نه بیست پیش‌بینیِ قطعی. همین الان یکی رو انتخاب کن: یک تجربهٔ واقعی و کوچک در ستونِ اول، یک نظرِ محتاطانه یا دلیل در ستونِ دوم. بعد با هر دو، بدون حفظ کردنِ متنِ کامل، یک جوابِ تازه بساز. وقتی این کار رو برای پنج موضوع انجام دادی، می‌تونی سراغ پنج موضوعِ دیگه بری؛ لازم نیست برای هر موضوع یک انشا ذخیره کنی.

اگر برای تبدیل کردنِ یک طرحِ کوتاه به نوبتِ طولانیِ گفتار کمکِ بیشتری می‌خوای، راهنمای جداگانهٔ پارت ۲ اسپیکینگ آیلتس همون مهارت رو با جزئیات بررسی می‌کنه. اما قدمِ فعلیِ تو فقط اینه: برای اولین موضوع، دو ایدهٔ خودت رو بنویس و یک بار بلند بیانشون کن.